06 دی
ما اینجا چه کار می‌کنیم ؟؟​

بسیاری از ما روز و شب از شرایط بد کشور شکایت می کنیم به هزاران دلیل که شاید درست باشند !

بسیاری از ما هر روز و هر شب ناراحت هستیم از اینکه ایران زندگی می کنیم و هزاران دلیل جور واجور می آوریم که این کشور به درد زندگی کردن نمی خورد و هر کس می تواند باید از این کشور برود به هرجای دیگری حتی اگر شده به کشورهای اطراف !

آنقدر شرایط کشور و مدیریت کشور نامناسب است که حتی نفس کشیدن در یک هوای پاک و نوشیدن یک آب سالم هم برای مردم کشورمان به سختی امکان پذیر است ! باید زلزله‌ای بیاید و تعداد زیادی از هموطنان عزیز ما کشته شوند تا مشخص شود چگونه مدیریت ضعیف و افرادی سودجو خانه‌ مردم و بیمارستان‌ها را چنان غیر استاندارد ساخته‌اند که تعداد بیشتری از مردم در اثر این مدیریت ضعیف و سودجویی ناجوانمردانه جان خود را از دست دهند.

همه ما هر روز با موضوعات اینگونه مواجه هستیم و باید به این فکر کنیم که واقعا ریشه این مشکلات و این همه مدیریت ضعیت، سودجویی ناجوانمردانه، دروغ، تهمت، بی اخلاقی، بی تعهدی، رانت‌خواری، اختلاس، دزدی و در یک کلمه عدم انسانیت چیست ؟!

واقعا چرا اینجوری شده است!؟ آیا ما می توانیم کاری انجام دهیم؟!

ما چه کرده ایم یا آنها چه کرده‌اند که شرایط اینگونه شده است ؟ آیا ما می توانیم نقشی مثبت در این میان داشته باشیم ؟؟

***

چه بسیار جوان‌های بسیار مستعد و آدم های بسیار کارآمد و خلاق و باهوشی که حتی یک لحظه هم نمی توانند به زندگی در این کشور برای همیشه فکر کنند و همه هدف و برنامه زندگی خودشان را به سمت مهاجرت و رفتن از ایران برنامه ریزی کرده اند.

در همه شرکت‌ها، دانشگاه‌ها و مجموعه‌های خصوصی و دولتی نمونه‌های زیادی از ایشان را تجربه کرده ایم.

بچه‌هایی که حتی یک روز هم نمی توانستند به زندگی دائم در ایران فکر کنند و به هر زحمت و هر قیمتی که شد از ایران رفتند یا می خواهند که بروند.

هستند کسانی که اصلا برای ایشان قابل تصور نیست که همه عمر در ایران بمانند !

خود این موضوع شاید یکی از مسایل مهم کشور ما باشد.

در جایی بودن و در جایی زندگی کردن و در واقع آنجا نبودن و در جایی دیگر زندگی کردن !

 

حضور در ایران و اینجا زندگی کردن و در واقع اینجا حضور نداشتن و چشم انداز زندگی جایی دیگر را در فکر پروراندن. این یعنی همه حرکت‌های او موقتی هستند. این یعنی سمت و سوی همه اقدامات او برای زندگی بهتر در کشوری بهتر است. این یعنی او در مکان و زمان دیگری زندگی می کند.

***

هیچ راه میانبری وجود ندارد !

برای بهتر شدن اوضاع کشور و زندگی تک تک ما ایرانیان هیچ راه دیگری وجود ندارد مگر اینکه تک تک ما ایرانیان برای بهتر شدن ایران تلاش کنیم. ما اگر اینجا زندگی می کنیم و اگر زندگی در این کشور را انتخاب کرده‌ایم و یا در حال حاضر چاره دیگری جز زندگی در این کشور نداریم باید که برای بهتر شدن زندگی خودمان و دیگران تلاش کنیم. شما اگر از ایران رفته‌اید و دوباره به اینجا باز کشته‌اید باید تلاش کنید زندگی خودتان را در ایران بهتر کنید. هیچ راه دیگری وجود ندارد مگر اینکه که همه ما تلاش کنیم در آن کاری که انجام می دهیم و آن کاری که از دست ما بر می آید خوب باشیم و بهترین باشیم.

راه سومی وجود ندارد ! همه ما باید هر کاری که از دستمان بر می آید برای بهتر شدن زندگی خودمان انجام دهیم.

دقیقا چگونه ؟! واقعا ما چه کار می توانیم بکنیم برای بهتر شدن اوضاع خودمان و اوضاع کشور خودمان.

***

به عنوان شخصی که ۲۰ سال است در صنعت آی تی کشور فعالیت می کند چند سالی است که به این موضوع فکر می کنم و سعی کرده‌ام در حد توان و آگاهی خودم این موضوع را ریشه یابی کنم و شاید راهکاری برای آن پیدا کنم.

به دلیل شرایط کاری خودم این شانس را دارم که هر سال با صدها شرکت خصوصی و دولتی از نزدیک ارتباط داشته باشم و با ایشان کار کنم و این شانس را داشته‌ام که کارمند حداقل ۲۰ ارگان دولتی یا شرکت خصوصی در ایران و در خارج از ایران باشم.

بسیار به ندرت دیده‌ام کارمندان شرکتی برای منافع آن شرکت و در جهت اهداف آن سازمان کار کنند !!

کارشناسان و مدیران در شرکت‌های خصوصی و دولتی که من دیده ام ۹۰ درصد در جهت منافع شخصی و خواسته‌های شخصی خودشان تلاش می کنند و اهداف و سمت و سوی شرکت و سازمان برایشان کوچکترین اهمیتی ندارد !

این شرکت ها و سازمان ها هستند که کار آفرینی می کنند و سازندگی می کنند و سود آوری دارند و رشد اقتصادی برای کشور ایجاد می کنند ! شرکت‌ها بدون کارمندان چگونه می توانند کاری انجام دهند ؟!

صدها و هزاران شرکت را از نزدیک تجربه کرده ام که کارشناس آی تی یا مدیر آی تی آن شرکت فقط و فقط در جهت علایق شخصی خودش و حتی سود شخصی خودش حرکت می کند.

چطور انتظار داریم کشور ما خوب شود ؟ با کدام نیرو ؟ با کدام کارشناس ؟ با کدام مدیریت ؟

این ما هستیم که کارشناس هستیم و بعد کارشناس ارشد هستیم و بعد مدیر هستیم.

این ما هستیم که مردم هستیم و  مدیر هستیم و بعد دولت هستیم و بعد کشور هستیم.

کسانی که زندگی در آمریکا یا اروپا را تجربه نموده‌اند حتما این موضوع را از نزدیک لمس کرده اند که در این کشورها تک تک مردم برای بهتر شدن کشورشان تلاش می کنند و هر شخص کاری که از دستش بر می آید انجام می دهم تا کشورش بهتر شود.

اگر روزی آمریکا بهترین کشور جهان بوده است و اکنون شاید دیگر بهترین کشور جهان نباشد دلیل آن این است که آنجا زمانی همه مردم به کشور خودشان عشق می ورزیدند و تک تک مردم آمریکا واقعا کشور خودشان را دوست داشتند و اکنون شاید اینگونه نباشد و درصدی از جمعیت آمریکا کشور خودشان و دولت خودشان و دستگاه‌های امنیتی و نظامی خودشان را دوست ندارند.

خیلی از مردم آمریکا اوضای اقتصادی خوبی ندارند و به سختی زندگی می کنند. در صد بالایی از مردم هرگز نمی توانند به دکتر بروند. مردم زیادی فقیر هستند و با اجاره اتاقی از خانه خودشان می توانند مواد قضایی برای خوردن تهیه کنند ولی همان مردم فقیر که با سختی زندگی می کنند همه طول سال پرچم آمریکا را درب ورودی منزل نصب می کنند و روز استقلال آمریکا را جشن می گیرند !‌ واقعا جشن می گیرند !‌ مردم جشن می گیرند نه اینکه دولت جشن بگیرد. مردم طلبکار دولت نیستند که چرا اوضای کشور خراب است و تک تک مردم در هر جایی که بتوانند برای بهتر شدن کشور تلاش می کنند هر کس به سهم خودش.

فرهنگی که در ایران وجود ندارد. آیا واقعا ما هر کدام برای بهتر شدن این کشور تلاش می کنیم ؟

مردم ما هستیم، کشور ما هستیم، شرکت ها ما هستیم و مدیران ما هستیم.

این ما هستیم که می توانیم یک شخص یا یک مدیر را در شرکت مشتری به سمت درست یا به سمت فساد مالی هدایت کنیم. این ما هستیم که وقتی با یک کارشناس یا مدیر مردد در یک شرکت دولتی، نیمه دولتی یا حتی خصوصی مواجه می شویم می توانیم آن کارشناس یا مدیر را در جهت علایق شخصی خودش یا منافع شخصی خودش سوق دهیم برای اینکه پولی از آن سازمان دریافت کنیم و این ما هستیم که می توانیم آن کارشناس یا آن مدیر را در جهت منافع واقعی آن سازمان هدایت کنیم حتی اگر پولی از آن شرکت دریافت نکنیم. اگر مسیر اشتباه را انتخاب کنیم خیانت کرده‌ایم به خودمان،‌ به شرکت خودمان به شرکت مشتری و به کشور خودمان.

البته هستند کارشناسان و مدیران محترمی در شرکت مشتری که هیچ تردیدی ندارند و قطعا در جهت منافع مالی و شخصی خودشان حرکت می کنند. قطعا همه همکاران ما در شرکت های خصوصی و شرکت‌های فروشنده نرم افزار این موضوع را تجربه کرده‌اند که گاهی اوقات و شاید بیشتر وقت‌ها باید دل یک کارشناس یا یک مدیر یا یک شخص از تدارکات یا مالی و یا همه ایشان را به دست بیاورند تا بتوانند محصولی به آن شرکت بفروشند یا پروژه‌ای را در آن شرکت شروع کنند.

ساده بگویم، باید رشوه پرداخت کنند تا بتوانند پولی از این شرکت دریافت کنند.

***

قطعا دلیل محکمی وجود دارد که ما در ایران متولد شده‌ایم.

قطعا دلایل بسیار مهمی وجود دارند که من و شما اکنون اینجا زندگی می کنیم.

قطعا دلیل بسیار مهمی وجود دارد که من اکنون اینجا این چیزها را می نویسم و قطعا دلیل بسیار محکمی وجود دارد که شما اکنون اینجا را می خوانید. آیا آنجایی که از دست ما بر می آید و آنجایی که می توانیم کار خوبی انجام دهیم تا کمکی به بهبود اوضاع کشور خودمان بکنیم این کار را انجام می دهیم ؟

اگر ما اکنون اینجا زندگی می کنیم باید برای بهتر شدن زندگی اینجا همین حالا کاری انجام دهیم.

و حتما باید از خودمان شروع کنیم. باید از محیط اطراف خودمان شروع کنیم. باید از خودمان و از شرکت خودمان و با دوستان اطراف خودمان شروع کنیم. آن کاری که از دست ما بر می آید برای بهتر شدن اوضاع اطراف خودمان، اشخاص اطراف خودمان و شرکت های اطراف خودمان انجام دهیم. آن کاری که از دست ما بر می آید برای مشتری‌های اطراف خودمان و کارشناسان و مدیران مشتری خودمان انجام دهیم.

***

مخاطب صحبت من شرکت خودمان و شرکت‌های همکار خودمان در صنعت آی تی کشور هستند که محصولات یا خدماتی به مشتری‌های خودشان ارایه می دهند. همه ما می دانیم که وقتی قبول می کنی به صدها روش مرسوم که وجود دارد پولی را به شخصی در شرکت مشتری پرداخت کنیم دیگر انجام درست آن کار اهمیت ندارد و اولویت با پرداخت سریع‌تر صورت وضعیت‌ها است تا ۲ طرف زودتر به پول خودشان برسند و هیچ شرکت فروشنده اینجوری بسیار بزرگ و موفق نخواهد شد و هیچ شرکت خریدار از این محصول یا خدمت خریداری شده استفاده مناسب نخواهد برد.

اجازه بدین با هم مرور کنیم که این کار و این روش کسب و کار چه زیان هایی برای ما، مشتری ما، اشخاص مشتری ما، کارمندان ما و کشور ما خواهد داشت.

۱) شما به یک یا چند نفر در شرکت مشتری رشوه داده‌اید و شاید شما شروع کننده فساد در این آدم هستید و اگر ایشان قبلا به این روش عادت داشته‌اند شما قطعا گسترش دهنده فساد در این اشخاص هستید. به قول عزیزی اگر چنین پولی به دهان کسی مزه کرد دیگر کار تمام است و بسیار مشکل خواهد بود که دیگر  از او کاری واقعی انتظار داشته باشید. او که با یک پروژه اینگونه توانست یک ماشین بخرد اکنون دنبال این است که با پروژه‌ای بزرگتر یک خانه خریداری کند.

۲) وقتی شرکت شما پروژه‌ای اینگونه گرفت دیگر کمتر نیاز است روی بهبود محصولات و خدمات خودتان تمرکز کنید. بیشتر باید دنبال فراهم کردن روابط بیشتر و شراکت با آدم‌های اینگونه باشید. درصد زیادی از وقت و انرژی خودتان را باید صرف فراهم آوردن روش‌های بهینه و کم هزینه تر و با ریسک پایین تر برای به نتیجه رساندن اینگونه کسب و کارها صرف کنید.

۳) مشتری شما که چنین پروژه‌ای به شما واگذار کرد دیگر کمتر کنترل می کند شما کارتان را صحیح انجام دهید و دوستان شما در این شرکت نهایت همکاری را با شما انجام خواهند داد تا صورت وضعیت‌های شما زودتر پرداخت شود تا ایشان هم بتوانند زخم‌هایشان را زودتر التیام بخشند.

۴) مشتری‌ها مشتری‌های مشابه خودشان را برای شما خواهند آورد. شما وقتی یک مشتری اینگونه به شرکت خودتان آوردید، دوستان شما در آن شرکت پروژه‌های دیگری در همان شرکت یا شرکت‌های همکارشان به شما معرفی می کنند که مطابق همان رسم معمول شما این پروژه‌های جدید را هم انجام خواهید داد و پس از مدتی شرکت شما تبدیل می شود به یک ماشین تقسیم پول که پول‌های زیادی را از شرکت‌ها و ارگان‌های اکثرا دولتی یا وابسته به نهادهای دولتی دریافت کنید و این پول‌ها را بین دوستان خودتان در شرکت مشتری و شرکت خودتان تقسیم کنید. ۳۰ و ۳۵ درصد و ۴۰ درصد و حتی گاهی ۵۰ درصد هم دیده شده است. به قول یکی از این اشخاص شما کافی است صورت هزینه ۱۰۰ تومانی خودتان را به ۲۰۰ تومان افزایش دهید و اینگونه هم شما سرافراز هستید و هم ایشان رستگار !!!

۵) آیا کار کردن در شرکت مشتری شما که چنین پروژه‌هایی دارند و چنین کارمندانی دارند اصلا هیچ معنایی می تواند داشته باشد ؟! بسیار دیده شده است کارمندانی که در یک شرکت یا سازمان بسیار معتبر، لوکس، استراتژیک و مهم با حقوق و مزایای بسیار خوب مشغول کار هستند ولی هیچ کاری برای آن شرکت نمی کنند. خودشان می گویند از صبح که به شرکت می آیند تا بعد از ظهر که بخواهند شرکت را ترک کنند یا کارهای شخصی خودشان را پیگری می کنند و یا مشغول کار چاق کردن برای یک شرکت پیمانکار هستند. ما چه انتظاری داریم که شرایط کشور با چنین سازمان‌ها و کارمندانی خوب باشد ؟! آیا همین شرکت‌ها و سازمانهای بسیار معتبر، لوکس، استراتژیک و مهم نیستند که قرار است به مردم خدمت رسانی کنند و اوضای کشور را بهبود بخشند ؟ صحبت پرداخت ۱۴ میلیارد پاداش یا نمی دانم شاید تسهیلات بلاعوض بود در یکی از این ارگان‌ها و از درب این شرکت که بیرون آمدم سوار تاکسی شدم و راننده تاکسی در خصوص دریافت یک وام ۲۰ میلیون تومانی برای خرید داروها و درمان همسرش که سرطان دارد صحبت می کرد که نهایتا موفق نشده است آن وام را دریافت کند مگر اینکه ۲ میلیون تومان به شخصی در آنجا رشوه پرداخت کند.

۶) کارمندان شما که با چنین مشتری‌هایی کار می کنند قطعا بعد از مدتی این موضوع را خواهند فهمید. جوان با استعداد و با انگیزه‌ای که تازه مشغول به کار شده است وقتی با چنین موضوعی برخورد می کند چه تصمیمی برای آینده کاری خودشان در شرکت شما و در کشور خواهند گرفت. شاید شما موضوع را اینگونه توجیه کنید که ایجا ایران است و بدون این روابط و این کارها نمی توان کار کرد و بزرگ شد. اگر این کار را نکنیم نمی توانیم هیچ کاری بگیریم و حرف هایی از این قبیل که البته فقط توجیه است و هستند شرکت‌های بسیار موفق و بزرگی که هرگز اینگونه کسب و کار نمی کنند. کارمند شما اگر حرف شما را باور کند خودش هم به تدریج وارد همین بازی خواهد شد و قواعد این بازی را خواهد آموخت و ممکن است باور کند کسب و کار همین است و اصلا این روال طبیعی انجام کارها است و همه دنیا همینجوری است و حرف‌های بی اساس و دروغی از این قبیل. چنین کارشناسی دیگر نیاز ندارد دانش و تجربه و مهارت‌های تخصصی خودش را افزایش دهد و کافی است او هم نقش بهتری در این بازی کثیف اجرا کند و بعد هم به اینجا منجر می شود که فلان مشتری را هم من آوردم و فلان رابطه هم از طرف من بود و اینقدر درصد هم از اینجا و آنجا هم باید به من پرداخت شود و او هم می شود یک دلال و رابطه باز مثال هزاران دلال دیگری که وجود دارند. یکی از همین روزها هم در یک معامله بزرگتر و با یک پیشنهاد مالی بهتر در یک رابطه بزرگتر شرکت شما را ترک می کند. او می شود کارشناسی که بدون اینکه تجربه کاری مفیدی کسب کند و بدون اینکه دانش و آگاهی کافی در خصوص کار داشته باشد، به پیشنهادهای مالی جذاب عادت می کند و روند زندگی خودش را بر اساس دریافتی‌های بالایی که نتیجه کارایی واقعی او نیست تنظیم می کند. مسلم است که چنین آدمی دیگر هرگز نمی تواند کار واقعی انجام دهد و تبدیل می‌شود به آدمی که فقط بر اساس حرف زدن، روابط ناسالم و وصل کردن این به آن می تواند زندگی کند. اگر هم کارشناس شما به اندازه کافی باهوش باشد که خودش را وارد این بازی‌ها نکند چون بعد از مدتی از دیگرانی که در این بازی هستند از نظر مالی و موقعیت عقب خواهد افتاد ممکن است سرخورده و دلسرد از کار در شرکت شما و کار در کشور شود و بدیهی است که  به ترک شرکت شما و کشور فکر کند و او هم به جمع اشخاصی می پیوندد که کوچکترین امید و انگیزه ای برای کار کردن و فعالیت و خلاقیت ندارند و اگر هم کاری انجام می دهند صرفا برای برطرف کردن امور جاری و امروز را به فردا رساندن است.

۷) آیا کشور ما و شرایط کشور ما را همین شرکت‌های خصوصی و دولتی و نیمه دولتی و کارشناسان و مدیران ایشان تشکیل نمی دهند ؟ آیا شما با پرداخت اولین رشوه یک گام مهم و اساسی برای انحراف سازمان مشتری، کارشناسان مشتری، شرکت خودتان، کارمندان خودتان و کشور خودتان بر نداشته اید ؟ آیا ما وظیفه نداریم هر کدام به سهم خودمان جلوی این اوضای ویرانگر را بگیریم ؟ مگر نه اینکه همه ما مدام از شرایط رشوه گیری، و کلاهبرداری سازمانهای دولتی، دزدی ها و اختلاس‌های میلیاردی و عدم مسوولیت مسوولان و نهادهای دولتی و عدم تعهد شرکت‌ها و ارگان‌ها برای انجام درست وظایف و تعهداتشان صحبت نمی کنیم و نا راضی نیستیم. آیا این خود ما شرکت‌های خصوصی یا کارشناسان ارگان‌ها و سازمان‌ها نیستیم که با وارد شدن در چنین مسیر ناسالمی به خودمان و دیگران آسیب نمی رسانیم. اگر خوب نگاه کنید به یقین می رسید که همه این مسایل کاملا به هم متصل و در هم تنیده هستند و یک انحراف کوچک و یک گام منفی در حلقه‌های تکرار شونده گام‌ها و انحراف های بزرگتر می افتد و نتیجه این می شود که هست. کشوری که همه از آن می نالیم و در عین حال مجبور هستیم در همین شرایط زندگی کنیم و فرزندان ما در چنین شرایطی قرار است بزرگ شوند و تربیت شوند. فرزندان شما قرار است در این کشور و در این شرایط و در همین مدرسه‌ها و در همین مراکز تفریحی و پارک‌ها و در همین موسسات فرهنگی و هنری و در همین دانشگاه‌ها بزرگ شوند و بعد در همین ادارات و شرکت‌های خصوصی و دولتی قرار است کار کنند و زندگی کنند.

***

 

حدود یک ماه است همه از زلزله صحبت می کنند. همه شرکت‌ها و ارگان‌های خصوصی و دولتی به سهم خودشان کاری برای زلزله زدگان انجام می دهند. بسیاری از ارگان‌ها و موسسات دولتی و نیمه دولتی را می شناسیم که به صورت خود جوش و داوطلبانه به صورت سازمانی و یا گروه‌هایی مستقل در داخل این شرکت‌ها اقدام به جمع آوری کمک‌های نقدی و غیر نقدی و یا هر نوع کمک متناسب با کار خودشان نموده‌اند. این البته در جای خودش خوب و قابل ستایش است.

ولی بسیار جای تاسف دارد وقتی کارمندان و مدیران همان سازمان‌ها و نهادهای مهم و استراتژیک را می بینیم که در همان زمانی که اقداماتی برای کمک به زلزله‌ زدگان انجام می دهند، هرگز وظایف اصلی و سازمانی خودشان را انجام نمی دهند. گویی که ایشان برای پیشبرد اهداف بسیار مهم و استراتژیک آن سازمان استخدام نشده‌اند و گویی حقوق و مزایای خوبی که از آن سازمان دریافت می کنند حق قانونی خودشان می دانند و بدون اینکه هیچ کاری برای آن سازمان انجام دهند باید این حقوق و مزایا را دریافت می کنند.

از نزدیک با برخی کارشناسان همین سازمان‌های بسیار مهم و استراتژیک در ارتباط بوده‌ایم که در آن شرکت و با استفاده از امکانات و تجهیزات همان سازمان پروژه‌های شخصی خودشان و یا پروژه‌هایی که از شرکت دیگری دریافت نموده‌اند انجام می دهند. همان کارشناسانی که امروز داوطلبانه مشغول جمع آوری و ارسال کمک به مناطق زلزله زده هستند را می‌بینیم که رسما با شرکت خصوصی دیگری قرار داد کار پروژه‌ای دارند و همه کار این پروژه را در مدت حضورشان در شرکتی که حقوق و مزایا دریافت می کنند انجام می دهند. تجربه کرده‌ایم یک کارشناس ارشد یا مدیر نه تنها  زمان خودش را برای انجام پروژه ای شخصی صرف می کند، بلکه از کارمندان دیگر زیردست خودش هم رسما برای انجام کارهای شخصی و کاملا نامربوط به شرکت تحت استخدام خود انجام می دهند !!

بسیار دیده‌ایم کارشناسان برای انجام امور شخصی با مدیر خودشان کاملا هماهنگ هستند. قطعا مدیر هم مشغول کار دیگری غیر از کار آن سازمان است و همکاری و مساعدت کارکنان زیر دست خودش را نیاز دارد.

آیا همه ما اینگونه شرکت ها و سازمان‌ها را تجربه نکرده‌ایم ؟

آیا همه ما ندیده ایم فلان سازمان یا ارگان دولتی را که مدیر عامل و اعزای هیات مدیره بنرهای بسیار بزرگ برای جمع آوری به زلزله زدگان به شیشه‌های سازمان خود نصب کرده اند، در همان زمان که وظایف اصلی و سازمانی خودشان را انجام نمی دهند ؟ همان زمان که یک زن وامانده و نیازمند از درب آن سازمان داخل می شود و ۶ میلیون تومان وام نیاز دارد برای بیماری یا سقف خانه‌ای که فرو ریخته است و هیچ کس در آن سازمان حتی حاضر نیست پاسخ این زن را بدهد و در همان زمان که وام‌ها و پاداش‌های ۱۴ میلیاردی به دیگری داده می شود و در همان زمان که مدیریت آن سازمان مشغول جمع آوری کمک به زلزله زدگان است.

اینگونه کشوری داریم که هیچ کس در جایگاه واقعی و مناسب خودش قرار ندارد و در چنین شرایطی چه انتظاری داریم که اوضای کشور بهبود یابد وقتی بیشتر سازمانها و شرکت‌ها نیروهای خودشان را در اختیار ندارند تا در جهت ماموریت و چشم انداز آن سازمان حرکت کنند. چگونه می توان امید به بهبودی داشت وقتی بسیار زیاد می بینیم مدیران یا کارشناسانی که در جایگاه اصلی خودشان و متناسب با تجربه و تخصص خودشان قرار ندارند و صرفا با لابی گری و رابطه بازی و حرف زدن‌های بدون آگاهی و تجربه مناسب در جایگاهی قرار گرفته اند و نباید که در آن جایگاه قرار می گرفتند.

همه ما به این موضوع رشوه دادن و رشوه گرفتن برخورد کرده ایم و همه از این موضوع رنجیده‌ایم ! آیا می شود از همین فردا همه ما به آن پلیس راهنمایی که شما را به خاطر خلافی متوقف نموده است پیشنهاد رشوه ندهیم ؟ به آن اداره ای که کار ما در آنجا گیر افتاده است، از آن موسسه اعتباری که می خواهیم تسهیلات دریافت کنیم ؟ به آن مدیر آی تی که قرار است پروژه ای به شرکت شما سفارش دهد و ...

من بر اساس تجربه شخصی خودم این را یک آسیب بزرگ یافتم و در این مقاله تلاش کردم تا این موضوع را توضیح بدهم و شاید راه حل مناسبی بتوانم برای آن پیشنهاد کنم. به نظر من کلید دست یافتن و حفظ چنین مسیری صداقت و شفافیت ۱۰۰ درصد است.

وقتی صداقت ۱۰۰ درصد باشد دیگر فریبکاری هم نیست، تقلب هم نیست، ادعای تو خالی هم نیست، وانمود کردن بی خودی هم نیست و بعد هر چه هست کار سالم هست،‌ و خلاقیت هست و ابتکار هست و کمک کردن به همکار کنار دستی هست که کارش را بهتر انجام دهد و از خودش و از کارش لذت ببرد و راضی باشد و بعد کمک کردن به مشتری هست تا کارش بهتر انجام شود و اگر می توانیم مشکلی را برطرف کنیم تا کاری بهتر انجام شود و اینگونه است که از خودمان احساس رضایت خواهیم کرد و مشتری ما خوشحال تر خواهد شد و بعد او ما را خوشحال تر می کند و بعد شرکت و بعد کشور ما خوشحال تر می شود.

 

 

نظرات

سلام

ویرایش
سلام
  زمان  1396/10/07 12:25

با سلام
متن جنابعالی را مطا...

ویرایش
با سلام
متن جنابعالی را مطالعه کردم
علاوه بر استفاده و برداشت شخصی از متن شما جا دارد که از این تلاش و مرقوم کردن مجموعه ای از نظرات شما که حجم بالایی از آن الحق و الانصاف درست و سنجیده بودند تشکر کنم. ان شالله همیشه پیروز و قلم روشنگرتان پر جوهر باشد.
  زمان  1396/10/07 12:27

عالی بود ! ممنون از تلاش شم...

ویرایش
عالی بود ! ممنون از تلاش شما ...
  زمان  1396/10/07 12:44